به نام اوس کریم ![]()
سلام دیروز امتحان فیزیک حرارت داشتم خوب بود
ولی حیف ۲نمره مفت رو از دست دادم![]()
بی خیال فردا دارم میرم قزوین واسه کارای ترم تابستون گذسته واقعا که خیلی جالبه دو ماه بری درس بخونی بعدش دو ماه بری دنبال اصلاحیه ی نمرت نوبره والا.
امروز یه داستان دارم بخونین ولذت ببرین.![]()
سهراب داشت طبق معمول تلفنی با لیلا حرف میزد اما دیگه حرف هاشون تکراری شده بود همون حرفای همیشگی این بار سهراب یه پیشنهاد داد گفت لیلا فردا میتونی باهام بیای بیرون لیلا هم ازخدا خواسته کجا مثلا هیچ کجا باهم بریم پارک(اخه ۲ماهی بود که سهراب و لیلا باهم دیگه اشنا شده بودن سهراب لیلا رو تو نمایشگاه کتاب دید وبا هم اشنا شدن واین اولین باری بود که قرار میگذاشتن دوباره همدیگه رو ببینن).
لیلا:باشه چه ساعتی ادرس رو هم بگو
سهراب:پنجشنبه ساعت پنج ونیم تو پارک ریاضیات حتما بیای ها سر کارم نزاری
لیلا :باشه حتما
روز پنجشنبه شد ولیلا وسهراب همدیگرو دیدن وکلی باهم دیگه لاو ترکوندن این دیدار ها تا چند مدت مدام تکرار میشد تا یه روز .......
بابای سهراب:سهراب من ومامانت پنجشنبه عصر میریم شهرستان اخه شنبه واسه عمل مامان بزرگ از دکتر وقت گرفتم تو هم با ما میای ؟
سهراب:نه بابا من باید درس هامو بخونم شنبه امتحان ادبیات دارم.
خلاصه سهراب که دید داره رفتن بابا ومامانش قطعی میشه زنگ زد به لیلا
سهرابکسلام لیلا دیدی گفتم بابا مامانم پنجشنبه میرم
لیلا:خوب
سهراب:هیچی دیگه امروز بعد از ظهر دارن میرن هیش کی هم خونه نیست امروز میای خونمون میدونی که چند وقت منتظر همچین فرصتی بودیم
لیلا:م م م ن ن نمیدونم شاید نیام
سهراب:حان من لیلا میدونی چقدر منتظر همچین فرصتی بودیم پس همه ی حرفات دروغ بود باشه طوری نیست به هم میرسیم......
لیلا:نه سهراب ناراحت نشو میام اما......(بقیشو به دلایل اخلاقی نمیشه گفت اصلا به شما چه یه بحث خصوصی بود)
سهراب:باشه بابا تو هم با....
روز جمعه شد سهراب خیلی دلهره داشت لیلا هم همینطور
سهرذاب همش داشت فکر میکرد نکنه بابا مامانم یه دفعه سر زده برگردن وای اگه بیان بد بخت میشم.
لیلا هم دلهره داشت اخه اولین باری بود که داشت با یه پسری همچین قرا ری میگذاشت با یه دروغ مامانشو پیچوند واز خونه زد بیرون سهراب سر خیابون منتظرش بود
سهراب:چرا دیر کردی الان یک ساعته که منتظرم
لیلا نمیتونستم بیام امروز نمیدونم مامانم چش شده بود خیلی داشت گیر میداد که بدونه من کجا میرم اما خلاصه یه جوری زدمش تو دیفار(پیچوندمش)
در زمان حضرت سلیمان دو تا گنجشک یه گوشه ای نشسته بودند. گنجشک نر به گنجشک ماده اظهار محبت می کرد. می گفت تو محبوبه منی. تو همسر منی. دوستت دارم. عاشقتم. چرا به من کم محبتی؟ چرا محلم نمیذاری؟ فکر کردی من کم قدرت دارم تو این عالم عیال؟ من اگه بخوام می تونم با نوک منقارم تخت و تاج سلیمان رو بردارم بندازم تو دریا. باد که مسخر سلیمان بود پیام رو به گوش سلیمان رسوند. حضرت تبسمی کرد و فرمود اون گنجشک ها رو بیارید پیش من. آوردند.سلیمان به گنجشک نر گفت خوب ادعاتو اجرا کن بینم. گفت من چنین قدرتی ندارم. سلیمان گفت پس الان به همسرت گفتی؟ گفت خوب شوهر گاهی جلو همسرش کلاس میاد یه خالی ای می بنده. عاشق که ملامت نمیشه. من عاشقم. یه چی گفتم ولی یا نبی الله واقعا دوسش دارم. این به ما محل نمیذاره. حضرت به گنجشک ماده گفت اینکه به تو اظهار محبت میکنه چرا محلش نمیدی؟ گفت یا نبی الله چون دروغ میگه هم منو دوست داره هم یه گنجشک دیگه رو. مگه تو یک دل چند تا محبت جا میگیره؟ این کلام در دل جناب سلیمان چنان اثری گذاشت که تا چهل روز گریه می کرد و فقط یک دعا می کرد. می گفت:
الهی دل سلیمان رو از محبت غیر خودت خالی کن.
به نام خدا![]()
تا حالا این ا اتفاق واسه شما افتاده؟
توی اولین برخوردتون با یه شخص بدون هیچ گونه ارتباط قبلی از اون ادم متنفر میشین یا بر عکس خیلی از اون خوشتون میاد وبهش علاقه مند میشین .شاید اگربعدا ازش بپرسی اونم همین رو بهت بگه ما خیلی از دوستامون رو همینجوری پیدا میکنیم تو برخورد اول با یه سلانم واحوال پرسی ساده جوری که اگه بهتون بگن با اون دوستت چه جوری اشنا شدی نمنیتونی یه جواب درست وحسابی به این سوال بدی.این اتفاق واسه ی من زیادپیش اومده.
اخرین باری که این اتفاق واسه من افتاد جلوی دفتر اور دانشجویی دم دفتر اقای سیستانی وایستاده بودم واسه ی کارای خوابگام.یه دفه دیدم یه پسره که خیلی قیافش به ترم اولی ها میخورد گیج ومبهوت داره این ور اون ورو نیگا میکنه
!منم که روابط عمومی بالا
سریع رفتم جلو
سلام
سلام
با اقای سیستانی کار داری
بله
واسه خوابگاه؟
اره شما میدونین کدومشون سیستانیه؟
اره اون یکی
خوب چرا اینجا وایستادی برو با اقای سیستانی صحبت کن ببین چی میگه .
بعد از این که کارشو انجام داد پرسید اهل کجای؟
گفتم قزوین
اسمتون چی بود؟
خلاصه شروع کردیم به صحبت کردن انگار که چندین ساله که همدیگه رو میشناسیم البته همشهری بودنمون هم به این قضیه کمک میکرد .
علیرضا بهم گفت بیا باهم هم اتاقی بشیم منم قبول کردم اما اتاق ۱۳ اتاق بچه های قزوین واسه یه نفر جا داشت منم فردین شدم گفتم تو برو .و......خلاصه چایی نخورده پسر خاله شدیم.
اما بعضی مواقع این اتفاق ممکنه واسه شما توی برخورد با جنس مخالف افتاده باشه شما باشی چیکار میکنی؟(منظورم دوستی نیست ها) از این نوعش واسه من اصلا پیش نیومده ولی... به نظر شما طرف مقابلتون هم همین احساسو داره اصلا به ضرب المثل دل به دل راه داره اعتقاد دارین به نظر من که دل به دل راه داره یعنی تجربه به اینو به من ثابت کرده. ولی دم خدا گرم ببین چی ساخته.مثل یه اهنربای درونی ادم ها همدیگه رو جذب میکنن.اگه شما قطب مثبت این اهنربا باشین ممکنه طرف مقابلتون قطب منفیش باشه .خلا صه که به نظر من خیلی جالب و مرموزه تاحالا واسه ی شما همچین اتفاقی افتاده؟
|
این مطلب رو توی یه وبلاگ خوندم احتمال زیاد نویسندش از همون دختراس ها!!!!!امیدوارم واسه کپی کردن مطلبش منو ببخشه
|
|
ده تا از بهترين بهانه هاي دوست پسرها براي خلاص شدن از دست دوست دخترها و معني واقعي اونها!
1- تو براي من مثل خواهر مي موني! (يعني:خيلي زشتي!) 2- فاصله سني مون کمي زياده. (يعني:خيلي زشتي!) 3- من به تو علاقه به «اونصورت» ندارم. (يعني:خيلي زشتي!)
4- من الان توي موقعيت بدي از زندگيم هستم. (يعني:خيلي زشتي!) 5- دوست دختر دارم. (يعني:خيلي زشتي!) 6- من با خانمهاي همکارم بيرون نمي رم. (يعني:خيلي زشتي!) 7- تقصير تو نيست، تقصير منه! (يعني:خيلي زشتي!) 8- من الان توجهم به کارمه! (يعني:خيلي زشتي!) 9- من تصميم گرفتم مجرد بمونم. (يعني:خيلي زشتي!) 10- بهتره فقط با هم دوست معمولي باشيم (يعني: بطور وحشتناکي زشتي!!!!) خیلی بده اینا دقدقه ی یه دختر باشه به نظر من اینده ی این جور ادما کاملا واضح وقابل پیشبینیه.
|
راستی نگفتم اینجا با کیا دم خورم معرفی میکنم
محمد:(این که همیشه باهاش بودم سیریش همیشگی )![]()
علیرضا :بچه قزوینه مال اتاق ۱۳(اتاق قزوینی ها) اول همین ترم خیلی اتفاقی با هم اشنا شدیم بچه ی خوبیه تکه کلامش هم اینه که با لهجه ی قزوینی خیلی شیرین میشه ....مترکانه=میترکونه.![]()
سید محمد: بچه قزوین مال اتاق ۱۳(اتاق قزوینی ها) سوژه ی خوابگاه ۱ ![]()
مسعود :بچه قزوین مال اتاق ۱۳(اتاق قزوینی ها) یه کم تقص اما بچه ی بدی نیست ![]()
فرهاد :بچه کرج اما اصالتا کرمانشاهیه خیلی سوزست شبیه وحید پسر عباس عمه .خیلی جالبه من همیشه بجای اسمش یعنی فرهاد نا خواسته بهش میگم وحید که از این ماجرا خیلی شاکی میشه من میگم ناراحت نشو دست خودم نی![]()
اینا که گفتم مال اتاق ۱۳ اما من اتاق ۲۲ هستم حالا بچه های اتاق خودمون![]()
رضا:بچه قائم شهر خیلی اسمس بازی میکنه میفهمین که چی میگم اما بچه ی گلیه ![]()
مهرداد:بچه بندر عباس![]()
سجاد ومیثم : بچه ی مرو دشت![]()
وحید: وحیدم مرو دشتیه اما خیلی گله![]()
حتما میگین چرا
اخه دیشب با بچه های اتاق دعوامون شدفقط لفظی.
داستان از این قراره که موقعی که من خونم اکثر شبا بی خوابی میزنه به سرم وتا ۲-۳ بعد نصف شب بیدارم منم که ....وقت تموم شد باید برم تا بعد .....
ببينم شما اينقدر بيكلاس بودي كه همه اينو خوندي ؟چند تا نشونه واسه این که یه دختر ایرانی رو تشخیص بدین.
اگر اعتقاد دارید همه پسر ها آشغال و عوضی هستند. ![]()
* اگر دوست پسرتان شما را سر کار گذاشته است.![]()
* اگر برای تلافی و انتقام گرفتن همزمان با دو پسر تیریپ لاو میرید ولی چون خیلی احساساتی هستید در نهایت عاشق هر دو پسر می شوید.![]()
* اگر وقتی به WC میروید به جای بوی ... بوی عطر و ادکلن و رژلب بیرون می آید.![]()
* اگر قیافه تان قبل و بعد از ازدواج 180 درجه تفاوت دارد.![]()
* اگر قبض موبایلتان ماهی 200 هزار تومان پایینتر نمی آید.![]()
* اگر هر لباسی را فقط یک بار می پوشید.![]()
* اگر خیلی [...] و تو کف هستید اما به همه می گویید از این کار ها متنفری و اهلش نیستی.![]()
* اگر در حل مسائل ساده و پیش پا افتاده زندگی دچار مشکل می شوید.![]()
* اگر هنگام رانندگی فقط از روی چاله چوله ها رد می شوید و هفته ای یکبار تصادف میکنید.و اگر 30 دقیقه طول می کشد تا ماشین 2 متری تان را در یک جای پارک 5 متری پارک کنید.![]()
* اگر هیچ وقت از اشتباهات خودتان درس نمیگیرید.![]()
* اگر خیلی راحت گول می خورید.![]()
* اگر آشپزی شوهرتان از شما بهتر است.![]()
* اگر اسمتان خیلی فاجعه آمیزاست ولی همه جا خودتان را سرو ناز معرفی می کنید.![]()
* اگر بعد از خوندن این مطلب به فرستنده اون فحش میدید و یه میل خفن و فحش آمیز میفرستید واسش![]()
600 : یك عمليات معلق
601 : يك پورت نا معتبر تشخيص داده شده است مودم نصب نيست
602 : پورت مورد نظر در حال حاظر باز است مودم در حال حاظر توسط نرم افزار ديگري مورد استفاده است
603 : بافر شماره گير خيلي كوچك است
604 : اطلاعات نادرست تعيين شده شده است
605 : اطلاعات پورت قابل تنظيم نيست
606 : پورت مورد نظر وصل نيست
607 : يك رويداد نا معتبر تشخيص داده شده است
608 : ابزار تعيين شده وجود ندارد
609 : نوع ابزار تعيين شده وجود ندارد
610 : يك بافر نا معتبر تشخيص داده شده است
611 : يك Route تعيين شده است كه وجود ندارد
612 : يك Route تعيين شده است كه تعيين محل نشده است
613 : يك فشرده سازي نا معتبر تعيين شده است
614 : بافر كافي موجود نيست
615 : پورت تعيين شده پيدا نشد
616 : يك درخواست نا همزمان در حال اجراست
617 : مودم در حال حاظر در حال قطع شدن است
618 : پورت تعيين شده باز نيست
619 : پورت تعيين شده وصل نيست
620 : نقطه پاياني قابل تشخيص نيست
621 : سيستم قادر به باز كردن دفترچه تلفن نيست
622 : سيستم قادر به بار كردن دفترچه تلفن نيست
623 : سيستم قادر به پيدا كردن مدخل دفترچه تلفن براي اين اتصال نيست
624 : سيستم قادر به بروز رساني فايل دفترچه تلفن نيست
625 : سيستم اطلاعات نا معتبري در دفترچه تلفن پيدا كرده است
626 : رشته قابل بار شدن نيست
627 : كليد قابل پيدا شدن نيست
628 : اتصال بسته شده است
629 : اتصال توسط كامپيوتر مقصد بسته شد
630 : مودم به خاطر مشكلات سخت افزاري قطع شده است
631 : كاربر مودم را قطع كرده است
632 : يك اندازه ساختار نا معتبر تشخيص داده شده است
633 : مودم در حال حاظر در حال استفاده است يا براي تماس پيكر بندي نشده است
634 : كامپيوتر شما قادر به ثبت شدن در شبكه كامپيوتر مقصد نيست
635 : يك خطاي نا شناخته
636 : ابزار وصل شده به پورت چيزي كه تشخيص داده شده است نيست
637 : رشته اي تشخيص داده شده است كه قادر به تبديل نيست
638 : در خواست تعيين شده از محدوده زماني فرا تر رفته است
639 : هيچ شبكه نا هم زماني وجود ندارد
640 : يك خطا در نت بايوس اتفاق افتاده است
641 : سيستم سرور قادر به تعيين منابع نت بايوس مورد نياز براي پشتيباني كلاينت ها نيست
642 :يكي از نام هاي نت بايوس شما در حال حاظر بر روي كامپيوتر مقصد ثبت شده است
643 : كارت شبكه سيستم سرور خراب است
644 : شما پيامي از طرف شبكه دريافت نمي كنيد
645 : يك خطاي داخلي در سيستم شما
646 : حساب شما قادر به اتصال به شبكه در اين زمان از روز نيست
647 : حساب شما غير فعال است
648 : كلمه رمز وارد شده براي اين حساب از اعتبار ساقط شده است
649 : اين حساب داراي دسترسي به شماره گيري نيست
650 : سرور مقصد قادر به پاسخگويي نيست
651 : مودم يك خطا گزارش نموده است
652 : يك پاسخ نا شناس از طرف مودم
653 : ماكرو مورد نياز براي مودم در داخل فايل پيدا نشد
657 : فايل ابزار قادر به باز شدن نيست
659 : فايل به يك ابزار نا شناخته اشاره دارد
660 : فايل داراي هيچ پاسخي براي دستور نيست
661 : دستورات فايل گم شده است
664 : سيستم خارج از حافظه در حال فعاليت است
665 : مودم به خوبي پيكر بندي نشده است
666 : مودم به خوبي عمل نميكند
667 : سيستم قادر به خواندن فايل نيست
668 : اتصال پايان يافت
674 :سيستم قادر به خواندن حداكثر سرعت نيست
675 : سيستم قادر به خواندن حداكثر سرعت نيست
676 : خط تلفن مشغول است
677 : به جاي مودم يك نفر جواب شما را داد
678 : سيستم به شما پاسخ نميدهد سرور گوشي تلفن را بر نميدارد
679 : سيستم شما قادر به تشخيص سيگنال اتصال نيست
680 : بوق آزاد وجود ندارد يا خط تلفن وصل نيست
691 : دسترسي شما به دليل ورود نام يا كلمه عبور اشتباه بسته شده است
692 : يك خطاي سخت افزاري در مودم
699 : مودم با خطاي سر ريزي بافر مواجه شده است
715: خطاهاي بسيار زيادي اتفاق افتاده است زيرا خط تلفن كيفيت بسيار بدي دارد
716 : پيكر بندي IP سيستم سرور قابل استفاده نيست
717 : IP بيشتري براي اختصاص به شما وجود ندارد
718 : زمان تعيين شده براي پاسخگويي تمام شده است
719 : اتصال توسط كامپيوتر سرور قطع شد
720 : سيستم شما و سيستم سرور قادر به توافق بر سر پروتوكل كنترلي نيستند
722 : شماره تلفن ورودي سيار طولاني است
732 : سيستم شما و سيستم سرور قادر به توافق بر سر پروتوكل كنترلي نيستند
733 : سيستم شما و سيستم سرور قادر به توافق بر سر پروتوكل كنترلي نيستند
735 : آدرس درخواستي توسط سرور ناديده گرفته شد
737 : لوپ بك تشخيص داده شده است
738 : سرور آدرسي تعيين نكرد
740 : قاعده شماره گيري نا معتبر
741 : سيستم شما قادر به پشتيباني از مخفي سازي اطلاعات مورد نياز نيست
742 : كامپيوتر مقصد قادر به پشتيباني از مخفي سازي اطلاعات مورد نياز نيست
756 : اين اتصال در حال حاظر در حال شماره گيري است
769 : مقصد تعيين شده قابل دسترسي نيست
770 : ماشين مقصد تلاش براي اتصال را ناديده گرفت
777 : تلاش براي تماس ناكام ماند زييرا مودم كامپيوتر مقصد غير قابل استفاده است
797 : اتصال به كامپيوتر مقصد قابل برقراري نيست زيرا مودم پيدا نشد يا مودم مشغول است
خوشتون اومد قابلتون رو نداشت.
خیلی از اصطلاحات به دلیل داشتن کلمات + 18 سانسور شدند .اما در اینجا من قابل تحمل ترین اصطلاحات که خیلی زیاد هم کاربرد دارد را به شما دوستان میگم.
تول زدن : با ماشین بابا گشت زدن .. علّافی با ماشین..سگ چرخ ...و کلا دنبال یه دختر متشخّص گشتن و تیکه انداختن و بعد هم در رفتن
اتول انداختن : مسابقه دادن با ماشین تو ولی عصر و میر داماد و به خصوص بوق زدن و رد شدن از جلوی باشگاه ارارات( رجوع شود به خیابان شیراز )...کل کل با ماشین ..شیرین کاری کردن با ماشین.
باباط یه انگل کثیفه : باباط اسم نوعی انگل است که( دانشجو های رشته پزشکی می دونن من چی می گم ) به خاطر شباهت اوایی با کلمه بابا استفاده می شود .
بچک ( (bechek : خرج کن ..پول بده ..دوستانت را چیزی مهمان کن ...کلا مایه تیله پیاده شو اقا جون .
بچلس ( becholos) : معنای خاصی نداره ..بیا..برو و... ( بستگی به موقعیت داره ).
بچه های بالا : بچه بالا شهری ..بیشتر مایه دار بودن و سوسول بودن و کتک خور بودن برو بچ شمال و غرب تهران مورد نظر است.
بچه های پایین : بچه پایین شهری ..با مرام بودن و با غیرت بودن و کتک زن بودن مورد نظر است .
بده بوبو سیمت : هنگام میانجی گری در دعوا استفاده می شود یا برای محبت ساختگی و به عنوان شوخی.
بسک (besok) : معنای خاصی ندارد به بچلس مراجعه شود .
پیل : دمده.. از مد گذشته ...جوات ..بیشتر در مورد انسانها و همچنین گروپ های پیل مثل (......) که خودتون می دونید به کار میرود نه کارها و اشیا مثلا : یارو خیلی پیله .
تیریپی با هم نداریم : با هم رفاقتی نداریم ....در مواقعی استفاده می شود که کسی بخواهد خودش را الکی به عنوان دوست و اشنا جا بزند و یه جور ایی سو استفاده بفرمایند .
چاقویی کردن : در دعوا از چاقو استفاده کردن ...کسی را با چاقو داغون کردن.
اس کردن : ضایع کردن.
اس شدن : ضایع شدن ..تابلو شدن .
چی : کلوچه .
چوقیدن : رفتنن ..امدن..گفتن..دیدن...خرج کردن... بستگی به ذوق و سلیقه دارد .مثال : اعصاب ما رو چوقیدی ...چوق کن اینجا..این رو بچوق !
من یه دخترم :»
من یه دخترم .... من یه گلوله احساساتم .... من یه سیبل تیراندازی هستم برای پرتاب احساسات مردم ... من یه دخترم ... من دنیا رو شکل یه قلب میبنم .... من میفهمم( شاید هم نمیفهمم ) هیچ پسر سالم و شاید هم عاقلی نمیآد یه عروسک با هفت قلم آرایش رو بگیره ... نمیآد یه کوزه افاده و بگیره .... میدونم تازه خیلی خوشگل باشم میشم دوست دخترش و اونم تر میزنه به آینده ام . میدونم یه پسر با مثقال ش
عور یک گرم عقل و یک دقیقه تفکر هم میفهمه دختری که نیم متر از گیسش رو ریخته بیرون یا با یه لباس شبیه دامنی که تو خونه میپوشه دداره تو خیابون قدم میزنه نمیتونه گزینه درستی برای ازدواج باشه . پس خودتون رو به خری نزنین اینکارا رو برای ازدواج و این حرفا نمیکنین . من که میدونم با این قر و فر ها نمیتونم سند ازدواجم رو بپیچم! پس دلایل این قرطی بازی ها باید یکی از این گزینه ها باشه :»1:شاید دوست دارم قشنگ تر بنظر بیام . ( مهم اینه که قشنگی که آرایش به من میده رو خودم ندارم)
2:شاید لذت میبرم ملت بهم نگاه کنن و متلک بگن ( به قول شریعتی: وقتی نیاز عاطفی حوا با متلک رهگذرهای زمینی برطرف میشد )
3:من دوست دارم همین جوری آرایش کنم به کسی هم ربطی نداره که شوهر مرددم رو تور بزنم .
4:من عقده ای هستم ... چه قدر بی محلی؟
5:من زشتم با آرایش میپوشونمش.
6:من یه انگلم .
7:بلاخره من هم باید باشم تا این جماعت پسر دختر باز بیکار نباشه .
8:شاید من واقعا بیغرض و برای تنوع آرایش میکنم .( اما این گزینه حذفه ... ته دلتون به یکی از گزینه های بالا فکر میکنین )
9: من مثل میمون تو خیابون دلقک بازی در میآرم تا:
گزینه الف : دل مردم شاد شه
ب: به کسی ربط نداره
ج: بخاطر باخت پرسپولیس به ملوانه
د:تا شاید یه نفر بیشتر تر هم نگاه کنه
10:دیگه 10 نداره . همون 9تا بود .
چی بگم والله دلخور نشین ... همه آزادن هر کار دوست دارن بکنن ... اصلا شما راست میگین چشم ااون پسره در بیاد نگاه نکنه. نه، نگاه کنه بی اعتنا رد شه .
هنوزم هم دختر هم پسرش سادشون یه مزه دیگه ای دارن .
بازم میگم ... نمیگم همه چادری هارو میکنن تو بهشت و آرایش کرده ها رو تو جهنم.
نه ... فقط این اپیدمی شدن آرایش و ولووویی گری و چه میدونم هزار کوفت دیگه عصبی ام میکنه .و بازم میگم طرف حرفم دخترا بود اما نه اینکه بگم فقط اونا مقصرن.
تا روزی که آزادی کامل نباشه این جهان سوم بازی ها تو کشور ما هست و حرف آخرم : هیچ جووونی رو بخاطر این کارا مقصر نمیدونم . مقصراین نمودار دولت ماست که جواب همه سوالا رو با این کلمه میده : نه ... محدودش کنین .!